خبر فوری:
برگزاری مراسم ... - جمعه, 16 مهر 1389 16:43
اعلامیه مهم دفتر ... - جمعه, 16 مهر 1389 15:50
شرکت در مراسم ... - جمعه, 16 مهر 1389 04:18
  • Font size:
  • Decrease
  • Reset
  • Increase

دیدار مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغب با اصلاح‌طلبان استان فارس 1395/12/12


حدیث سرو: مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغب با اصلاح‌طلبان استان فارس دیدار کردند.

متن کامل این دیدار به شرح زیر است:






بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

 

 

دیدار مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغب با اصلاح‌طلبان استان فارس 1395/12/12 

ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها که به راستی از حق دفاع کرد؛ حق، ابتدا خدای تعالی است؛ بعد پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سپس مولا علی علیه السلام. فاطمه زهرا سلام اللّه علیها آنچه را باید در آن زمان می‌‌گفت؛ از قرآن، سنّت و ولایت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم السلام، در خطبه‌ی مشهور خود بیان کرد. این خطبه به صورت مستند باقی ماند و یکی از شرح‌های خوب و زیبایی که بر آن نوشته شد، شرح مرحوم آیت اللّه منتظری است که مطالعه آن بسیار سودمند است و مطالب جدیدی می‌‌توان از آن استفاده کرد.

در قرآن کریم درباره مصلحان و اصلاح‌گران آیات متعددی آمده است؛ از جمله در سوره اعراف می‌‌فرماید:

﴿وَ الَّذِينَ يُمَسِّکُونَ بِالْکِتَابِ وَ أَقَامُوا الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ‌﴾

«و آنان كه به كتاب آسمانی چنگ زنند و نماز بپا دارند، ما پاداش اصلاح كنندگان را تباه نمی‌كنیم.»

«مصلح» اسم فاعل از باب افعال و جمع آن «مصلحین» است. ریشه آن «صلح» و مصدرش «اصلاح» در مقابل فساد، به معنای روش خوب است. اصلاح، هم در ذات؛ یعنی درون انسان ممکن است ایجاد شود؛ هم در رأی و هم در عمل. امّا در ذات، وقتی گفته می‌‌شود: ذات فلان شخص صالح است؛ یعنی خلقیات بد ندارد؛ ‌به عبارت دیگر سعی کرده خود را مهذب کند؛‌ جلوی خلقیات بد را بگیرد و خلقیات خوب را جانشین آنها کند؛ مثلاً تکبر صفتی ناپسند و ضد آن، تواضع است؛ البته این صفت در برخی موارد خوب است؛ به عنوان مثال در مقابل دشمنان خدا، دشمنان مردم و ستمگران، تکبر لازم است؛ نباید در برابر این افراد فروتنی کرد. حسد، کینه، سوء ظن و عُجب برخی دیگر از صفات ناپسندی است که در مقابل آنها غبطه، گذشت، حسن ظن و ندیدن اعمال خود قرار دارد.

«صالح» کسی است که باطنش از فساد بری باشد؛ یعنی سعی کرده خود را مهذب کند. صالح در رأی، یعنی کسی که سعی می‌‌کند در حرف‌ها، افکار و پیشنهادهایش فسادی نباشد، بلکه صلاح باشد و رأی و عملش مطابق حق باشد.

در آیه‌ای که تلاوت شد، از عبارت «الَّذِينَ يُمَسِّکُونَ بِالْکِتَابِ» معلوم می‌‌شود محور اصلی در مسأله اصلاح ـ در هر سه معنا ـ تمسک به قرآن است. در قرآن همه چیز آمده است؛

﴿وَ لاَ رَطْبٍ وَ لاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي کِتَابٍ مُبِينٍ‌﴾

«و هیچ تر و خشكی نیست، مگر آنكه در كتابی روشن (قرآن) ثبت است.»

کسی که به قرآن متمسک می‌‌شود؛ یعنی آن را می‌‌خواند و طبق تفسیر اهل بیت آن را می‌‌فهمد ـ چراکه خود قرآن به ایشان حواله داده است ـ و به خاطر تطبیق درون خودش به قرآن، به تدریج صالح می‌‌شود؛ یعنی طبق قرآن، تهذیب می‌‌شود. وقتی صالح شد، رأی و عمل او نیز مطابق قرآن می‌‌شود، البته همه‌ی این مراحل با در نظر گرفتن سنّت پیامبر و سیره ائمه اطهار علیهم السلام عملی خواهد بود.

یکی از اعمالی که قرآن کریم بر آن اصرار فراوان دارد و بارها بیان کرده، اقامه نماز است؛ «وَ أَقَامُوا الصَّلاَة». قبولی و توفیق بسیاری از اعمال، وابسته به نماز است. کسی که ذات و رأی خود را به صلاح آورد، نماز می‌‌تواند میان سایر اعمالش توافق ایجاد کند؛ به عنوان مثال از شخص نمازگزار انتظار می‌‌رود دروغ نگوید؛ غیبت نکند؛ تهمت نزند و سایر گناهان بزرگ را ترک کند.

نماز می‌‌تواند کثافات ظاهر و باطن انسان را دفع کند، به شرط آنکه شخص، نمازگزار واقعی باشد؛ یعنی به خاطر تقرب به پروردگار و امتثال امر او نماز بخواند؛ سعی کند احکام آن را بیاموزد و حضور قلب داشته باشد. رعایت این نکات در تحقق ﴿تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَر﴾ نماز مؤثر است. کسی که نماز می‌‌خواند، به تعبیر روایت، مثل این است که هر روز، پنج مرتبه خود را در نهر آبی شستشو می‌‌دهد و از گناه پاک می‌‌شود. اگر نماز قبول شود، سایر اعمال هم قبول می‌‌شود و اگر رد شود، دیگر اعمال نیز پذیرفته نمی‌شود؛ لذا نماز تأثیر بسیاری در سایر اعمال دارد.

اولین مصداق مصلح و اصلاح‌گرای واقعی، پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله است. پس از ایشان، مولا علی، فاطمه زهرا و یازده فرزند ایشان صلوات اللّه علیهم اجمعین هستند. وقتی می‌‌گوییم مصلح واقعی هستند، یعنی به اذن اللّه هم می‌‌توانند باطن اشخاص را ـ اگر طالب باشند ـ اصلاح کنند؛ هم این که هر کس به ایشان رجوع کند، رأی او را اصلاح کرده، به سوی حقیقت راهنمایی‌اش ‌کنند، و هم در اعمال، او را هدایت می‌‌کنند؛ چراکه خداوند ایشان را «هادی» قرار داده است.

﴿قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکَائِکُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَيْفَ تَحْکُمُونَ‌﴾

«بگو: آیا هیچ یک از شریکان شما، به سوی حق هدایت می‌کند؟ بگو: فقط خداست که به حق هدایت می‌کند. آیا کسی که به سوی حق هدایت می‌کند شایسته‌تر است پیروی شود یا کسی که خود هدایت نمی‌شود، مگر هدایتش کنند؟ شما را چه شده، چگونه حکم می‌کنید؟»

پس از ائمه اطهار علیهم السلام کسانی که به آنها نزدیک‌ترند، مصلح هستند. نزدیک بودن به ایشان، صرفاً به عالم بودن نیست؛ یعنی این نیست که مثلاً فقه و اصول بخواند یا مجتهد شود و حتّی از نظر فقهی سرآمد دیگران شود؛ این کافی نیست. نمی‌توان هر کسی را، فقط به خاطر طی کردن مراتب علمی، مصداق مصلحی دانست که قرآن از او یاد کرده است یا او را به عنوان کسی قلمداد کرد که می‌تواند خصوصیات ائمه اطهار علیهم السلام را داشته باشد؛ چیزهای دیگری هم لازم است؛ لذا می‌‌بینیم در لسان قرآن و اهل بیت، عالم به دو قسم تقسیم شده است؛ عالم مهذب و عالم غیر مهذب. قرآن، از علمای بنی اسرائیل به عنوان عالم غیر مهذب یاد می‌‌کند و در مقابل آنها، مصادیقی از علمای مهذب را نیز برمی‌‌شمارد. در روایات اهل بیت نیز شاخصه‌های علمای مهذب بیان شده است؛

«أمّا مَنْ كانَ مِنَ الفُقَهاء صائِناً لِنَفْسِه، حافِظاً لِدينِه، مُخالِفاً عَلى هَواهُ، مُطيعَاً لأمْرِ مَولاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ يُقَلِّدوهُ»

«امّا كسى از فقيهان كه نفسش را كنترل كند؛ نگهدارنده دينش باشد؛ با هواى خود مخالفت كند و فرمانبردار امر مولايش باشد، بر عوام است که از او تقليد كنند.»

در این روایت چهار ویژگی برای عالم مهذب بیان شده است؛ پس این طور نیست که هر کس فقه و اصول آموخت و سرآمد شد، بتواند جای امام بنشیند و مرجع باشد. عالم ، باید تجسَّم قرآن و سنّت باشد؛ یعنی هم از درون و هم در اعمال و گفتار، مطابق قرآن باشد.

 

مردم زمان ما بسیار مخلص و باصفا هستند و باطن خوبی دارند. وقتی امام خمینی رحمه اللّه آنها را به اسلام دعوت کرد و گفت: می‌‌خواهیم قرآن، احکام اسلام و آنچه نظر پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام است را بر پا کنیم، همه‌ی مردم ـ الّا قلیلی ـ دعوت او را اجابت کردند؛ چراکه صدق را در گفتار و کردار او دیدند.

مرحوم امام خمینی اگر حرفی می‌‌زد، به آن عمل می‌‌کرد. وقتی با وجود تهدیدهای بسیار، با آرامش خاطر و بدون اضطراب به کشور بازگشت، هیچ خوفی از دشمن سر تا پا مسلح نداشت. در بهشت زهرا آن صحبت تاریخی را کرد؛ از این مردم با صفا دم زد و از آنان به عنوان کسانی که معتقد به اسلام و قرآن هستند، دفاع کرد.

مردم هم چون دیدند ایشان از قرآن و سنّت پیامبر و اهل بیت دم می‌‌زند، فهمیدند دنباله‌رو آنهاست؛ یعنی هم از جهت ذات مهذب است و هم از جهت گفتار و عمل صادق است. به همین جهت، هم مقلّد او شدند و هم اطاعتش کردند. در باطن با صفایشان حس کردند و در مراجعاتی که از سابق و لاحق با ایشان داشتند، فهمیدند که شخص خودخواهی نیست؛ نمی‌خواهد مردم را نوکر و بنده خود کند، بلکه می‌‌خواهد مردم را بنده خدا کند؛ به قرآن سوق دهد، نه به خود؛ ترس از خدا دارد؛ سعی کرده درونش کبر، حسد، کینه و ... نباشد؛ سعی کرده گفتار و عملش مطابق هم باشد؛ این یعنی مهذب شدن. اداره کردن یک مملکت شوخی‌ نیست. آخر کار هم گفت: به مردم بگویید دعا کنند خدا مرا قبول کند. از اول تا آخر از خدایی می‌‌گفت که هم در کلام و هم در باطنش بود. چرا مردم او را به عنوان اسوه و الگو قبول نکنند؟ نه این که از هر خطایی معصوم باشد؛ معصومین فقط چهارده نفر بودند که هیچ گناه و خطایی، عمداً و سهواً از آنها سرنمی‌زد؛ غیر ایشان، هر که باشد، ممکن است خطا کند؛ سهو کند. توقع مردم هم از امام خمینی این نبود، امّا دیدند آنچه در روایت فرموده: «صائِناً لِنَفْسِه، حافِظاً لِدينِه، مُخالِفاً عَلى هَواه، مُطيعَاً لأمْرِ مَولاه» در او وجود دارد.

این وضع مصلحان و اصلاح‌گران است و ما چنین انتظاری از شما که خود را اصلاح طلب می‌‌دانید، داریم. بنده اول از خود و بعد از شما می‌‌خواهم همواره خود را مورد محاسبه قرار دهیم؛ «حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا ». شهید آیت اللّه دستغیب رحمه اللّه بسیار بر این کار اصرار داشتند.

هر کسی لازم است از خود حساب بکشد، ببیند آیا حسد دارد یا خیر؛ کینه دارد یا خیر؛ اگر عده‌ای دورش جمع می‌‌شوند، آن را مایه افتخار و بزرگی خود می‌‌بیند یا خیر؛ کارهایش برای خداست یا برای نفس؟ چنانچه دید حالش چنین است که اگر همه از دورش پراکنده شوند، هیچ تغییری نمی‌کند، خدا را شکر کند و البته آن را لطف خدا بداند، نه هنر خود. در هر موضوعی باید از خود حساب کشید؛ نسبت به زن، فرزند، خویشاوندان، رفقا تا برسد به جامعه.

مطلب دیگری که باید عرض کنیم، درباره آقای روحانی است که مورد تأیید جناب حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و مرحوم آیت اللّه هاشمی قرار گرفتند.

آقای خاتمی شخصیتی است که ما امانتداری و راستگویی را در او دیدیم. بارها گفته‌ام اگر ایشان خلافی در دوران ریاست جمهوری انجام داده بود، در بوق و کرنا می‌‌کردند. نسبت به جان و مال و آبروی مردم امانتدار بود. بنده یاد ندارم ایشان آبروی کسی را برده باشد. اگر خطایی از کسی می‌‌دید، آن را وسیله‌ی امتیاز گرفتن برای خود نمی‌کرد. این امانتداری برای هر کسی که می‌‌خواهد جلودار باشد و کاری دست بگیرد، لازم است. از جهت صدق در گفتار هم بنده ندیدم کسی دروغی از ایشان نقل کرده باشد. به خاطر همین صداقت و امانتداری، مردم و مخصوصاً جوان‌های صادق و با اخلاص دوستش می‌‌دارند. این محبّت و دوستی مردم، برای دنیا و آخرت ایشان خوب است. یقیناً مورد عنایت خدای تعالی است و در عالم برزخ و قیامت سرمایه مهمی دارند. مرحوم آقای هاشمی هم واقعاً برای دفاع از مردم و دفاع از مظلومان سنگ تمام گذاشت.

با این تفاصیل آقای روحانی رئیس جمهور شد. کسانی که به ایشان رأی دادند، خواسته‌ها، انتظارات و البته انتقاداتی هم از نظام داشتند. با توجه به تأیید آقای خاتمی و مرحوم هاشمی، ایشان رأی آورد و قول‌هایی هم داد که باید به آنها عمل کند. مقداری از آنها را سعی کرد و موفق بود؛ درباره روابط خارجی خوب بود و پیشرفت کرد.

یکی دیگر از انتظاراتی که مردم از ایشان داشتند و بنده هم در نامه‌هایی برایشان نوشتم، این بود که باید برای مردم روشن کند چرا آقای موسوی در حصر است؟ این سید مؤمن، مخلص، امانتدار، صادق، نمازخوان که سعی کرد مقلد واقعی امام خمینی باشد و امام هم تا آخر عمر او را دوست داشت و همچنین آقای کروبی شخصی که سابقه مبارزات او قبل از انقلاب و خدمات او پس از انقلاب بر همگان روشن است و از یاران و همراهان امام خمینی و معتمد ایشان بودند، چرا این بزرگواران باید در حصر باشند، در حالی که شما قول دادید و مردم انتظار داشتند بیش از این‌ها دفاع کنید. لااقل رفت و آمدی می‌‌کردید! قطعاً مردم خوشحال می‌‌شدند اگر می‌‌دیدند شما قدمی بر می‌‌دارید.

در عین حال که کارهای خوبی به نفع ملت انجام داده، امّا این چیزها را هم از ایشان انتظار داشته و داریم. شاید بتوانیم بگوییم هنوز هم دیر نشده است و در این دو سه ماه باقی‌مانده می‌‌شود کارهایی کرد. این‌‌ها مطابق قانون اساسی است که همه، از کسی که می‌‌خواهد رئیس جمهور شود، انتظار دارند بیش از این‌ها به آن عمل کند.

قانون اساسی ما برگرفته از قرآن و سنّت است؛ افراد روحانی و دانایی آن را تدوین کرده‌اند و خون ملت پای آن ریخته شده است. ممکن است ایرادهایی هم داشته باشد، ولی باید به صورت دقیق به آن عمل شود. بالا و پایین، همه باید تابع این قانون باشند و مردم انتظار دارند بیش از این‌ها به آن عمل شود.

اگر نظر آقای خاتمی همچنان بر آقای روحانی باشد، ایشان باید قول محکمی در این باره بدهند و تحت هر شرایطی پای آن بایستند. انتظار ما از یک شخص صادق و امانتدار این است. کسی که قرار است اصلاح‌طلب‌ها به عنوان رئیس جمهور انتخابش کنند، باید مصلح باشد. اصلاح در برابر فساد است. یکی از اصلاحات این است که مردم از عملکرد اشخاص راضی باشند.

مطلب دیگری که بارها عرض کرده‌ایم، این است که چرا دست مردم باید بسته باشد؟ نظارت استصوابی را از کجای قرآن و سنّت درآورده‌اید؟ این تقلید است. استصواب یعنی آنچه صواب است. وقتی مردم با نظر روحانیونی که قبول دارند، کسی را انتخاب می‌‌کنند، رد کردن آنها صحیح نیست. نمی‌شود چند نفر دور هم بنشینند و بگویند این رأی مردم اشتباه است. یعنی همه اشتباه کرده‌اند و فقط‌ آقایان اشتباه نکرده‌اند؟ به هر حال نظارت استصوابی روش صحیحی نیست و باید هر چه زودتر حذف شود. رأی مردم باید ملاک باشد تا بدانند خودشان کار خودشان را در دست دارند. شما هم با اجتهادی که دارید احکام را نگاه کنید.

همه‌ی ما از این در آمده‌ایم و از آن در می‌‌رویم؛ باید در برابر خدای تعالی جوابگو باشیم؛ بزرگ‌ترها هم همین طور. لابد آنها فکرهایی برای خود کرده‌اند، ما هم باید فکر خود باشیم.

 

خوب است اگر آقایان اصلاح طلب‌ها نامه‌ای به آقای رئیس جمهور بدهند و به عنوان نمایندگان اصلاح طلبان، وعده شکسته شدن حصر را از ایشان مطالبه کنند همچنین نمایندگانی نزد مراجع بفرستند و این درخواست را نزد ایشان مطرح کنند. لازم نیست در خیابان‌ها راهپیمایی کنید.

بازدید کنندگان

ما یک مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

تماس با ما

جهت تماس با ما ميتوانيد به نشاني ايميل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید تماس حاصل فرماييد. در اولین فرصت به شما پاسخ خواهیم داد.